السيد محمد حسين الطهراني
47
معاد شناسى (فارسى)
كردارتان به قدرى ضعيف است كه دشمنانتان را به طمع در شما مىافكند . در مجالس و محافل چنين و چنان ميگوئيد ، و چون زمان جنگ در ميرسد ، سرود فرار ميخوانيد . خواندن كسى كه شما را به كارزار ميخواند مقرون به عزّت نيست ، چون او را دستخوش مذلّت و خذلان ميداريد . و دل كسى كه شما را به قهر و عنف به حركت در مىآورد پيوسته در اضطراب و نگرانى است . بهانههائى به گمراهىها داريد . ( بهانههاى شما همه گمراهى و اباطيل است . ) شما اين جنگى را كه بر شما لازم است هر چه زودتر انجام دهيد ، مانند شخص مديونى كه بدون عذر اداء دين را به تأخير مىاندازد به تأخير مىاندازيد . شخص ذليل نمىتواند از خود دفاع كند و رفع ظلم بنمايد ، و حقّ را نمىتوان بدست آورد مگر با جِدّ و استحكام . شما اگر از خانهء خود دفاع نمىكنيد از كدام خانه از اين پس دفاع مىكنيد ؟ و بعد از من با معيّت و ولايت كدام امامى ميخواهيد جنگ كنيد ؟ سوگند به خدا كه مغرور و فريب خورده كسى است كه شما او را فريب داده باشيد ، و كسى كه به معونه و مساعدت شما ناجح و فائز و برنده شود ، سهميّه و بهرهء او سهمى خواهد بود كه پوچ است و نصيبى ندارد ؛ و كسى كه تير مىاندازد به كمك و معاونت شما ، تير مىاندازد با تير شكستهء بدون پيكان . حال من فعلًا چنين است كه روزگار را ميگذرانم درحالىكه گفتار